سه سال پیش، در چنین روزهایی مسئله فلسطین برای بسیاری از پایتختهای جهان چیزی شبیه یک پرونده کهنه و خستهکننده بود؛ پروندهای که تصور میشد روزی در گوشهای از مذاکرات دیپلماتیک بسته میشود. قطار عادیسازی روابط برخی دولتهای عربی با اسرائیل با سرعت پیش میرفت و فلسطین، بیش از هر زمان دیگری به حاشیه رانده میشد.اما صبح هفتم اکتبر ۲۰۲۳، همهچیز در یک لحظه فروریخت. «طوفانالاقصی» نهفقط دیوارهای غزه و شهرکهای پیرامون آن را درنوردید، بلکه فلسطین را از پستوی فراموشی بیرون کشید و دوباره به متن سیاست منطقه و جهان بازگرداند.
پروندهای که دیگر نمیشد نادیده گرفت
پیش از هفتم اکتبر، خاورمیانهای در حال شکلگیری بود که در آن، اقتصاد و امنیت بدون حل مسئله فلسطین، راه خود را میرفت. «پیمانهای ابراهیم» نماد همین روند بود. حتی در افکار عمومی برخی کشورهای عربی، مخالفت با عادیسازی هرچند گسترده بود، اما زیر سایه محاسبات اقتصادی و امنیتی دولتها کمرنگ میشد.
طوفان الاقصی این تصویر را شکست. فارغ از ارزیابیهای متفاوت درباره شیوه و پیامدهای عملیات، یک واقعیت را نمیتوان انکار کرد: فلسطین دیگر قابل دور زدن نبود. جنگ غزه سبب شد موضوعی که قرار بود در اتاقهای مذاکره مدیریت شود، به خیابانهای جهان عرب و سپس به دانشگاهها، پارلمانها و رسانههای غربی سرریز کند. این بازگشت، تنها محصول خود عملیات نبود؛ آنچه پس از آن در غزه رخ داد، این روند را به مراتب گستردهتر کرد.
غزه؛ تصویری تازه از اسرائیل
بمباران گسترده غزه، آوارگی میلیونها فلسطینی، نابودی خانهها، بیمارستانها، مدارس و زیرساختهای حیاتی و شمار کشتهشدگانی که از ۷۴هزار نفر گذشته، تصویری متفاوت از اسرائیل را پیش چشم جهان گذاشت. تصاویر غزه دیگر فقط در شبکههای خبری رسمی دیده نمیشد؛ تلفنهای همراه، شبکههای اجتماعی و گزارشهای لحظهبهلحظه فلسطینیان، فیلترهای سنتی روایت جنگ را شکستند.
شاید هیچ چیز به اندازه سرنوشت خبرنگاران، ابعاد فاجعه غزه را عیان نکرده باشد. در جنگی که ورود خبرنگاران خارجی به غزه عملاً ناممکن بود، خبرنگاران فلسطینی خود به چشم و گوش جهان تبدیل شدند و بسیاری از آنان جان خود را در همین مسیر از دست دادند. خبرنگار دیگر فقط گزارشگر جنگ نبود؛ خودِ خبرنگار به بخشی از روایت جنگ تبدیل شد. تصویر دوربینهایی که در میان ویرانههای غزه باقی ماندند، برای افکار عمومی جهان گاه از دهها بیانیه سیاسی گویاتر بود.
جنگی که از غزه بیرون زد
هفتم اکتبر همچنین نشان داد جنگ فلسطین را نمیتوان در مرزهای غزه محصور کرد. در طول سه سال گذشته، لبنان، سوریه، یمن و حتی کشورهای عربی مانند قطر نیز در معرض حملات یا تهدیدهای مستقیم اسرائیل قرار گرفتند. همین گسترش جغرافیایی جنگ، در کنار عملیات مقاومت در جبهههای مختلف، تصویری را که رژیم صهیونیستی میکوشید از یک «جزیره امن» ارائه دهد، مخدوش کرد.
حمله اسرائیل به دوحه در سال ۲۰۲۵ که در خاک یکی از مهمترین میانجیهای عربی مذاکرات غزه رخ داد، از همین منظر اهمیت داشت: جنگی که قرار بود پاسخ به یک عملیات فلسطینی باشد، به جایی رسید که پایتخت یک کشور عربیِ نزدیک به غرب نیز از پیامدهای آن در امان نماند. همین واقعیت، هزینه سیاسی هرگونه عادیسازی با اسرائیل را برای دولتهای عربی بیش از گذشته افزایش داد.
از «ناوگان» تا خیابانهای جهان
اما بازگشت فلسطین تنها در دولتها و دادگاهها اتفاق نیفتاد. از راهپیماییهای گسترده در شهرهای جهان تا کارزارهای دانشگاهی و ابتکارهایی مانند ناوگانهای مردمی کمکرسان به غزه، فلسطین به مسئلهای تبدیل شد که دیگر فقط دیپلماتها درباره آن حرف نمیزدند.
کشتیهای «ناوگان جهانی صمود» و دیگر کاروانهای دریایی تلاش کردند محاصره غزه را نه با قدرت نظامی، بلکه با حضور شهروندان عادی به چالش بکشند. اهمیت این حرکتها بیش از مقدار کمکهایی بود که به غزه رساندند؛ آنها تصویری تازه ساختند: انسانهایی از کشورهای مختلف که برای رسیدن به غزه حاضر بودند بازداشت، اخراج و برخورد امنیتی را به جان بخرند.
همزمان، دادههای افکارسنجی نیز از تغییر تصویر اسرائیل حکایت دارد. در نظرسنجی سال ۲۰۲۶ مؤسسه پیو در ۳۶ کشور، میانه دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل به ۶۷ درصد رسیده است؛ در آمریکا نیز نگاه منفی به اسرائیل از ۵۳ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۶۰ درصد در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است. سه سال پس از هفتم اکتبر، فلسطین دیگر یک پرونده فراموششده نیست. حالا فلسطین در خیابانها، در دادگاهها، در دانشگاهها و در وجدان جهانی حضور دارد و این، شاید مهمترین میراث طوفانالاقصی باشد.





نظر شما